پرداخت صفحه شخصی آنا نعمتی خواهر و برادر

پرداخت: صفحه شخصی آنا نعمتی خواهر و برادر آنا نعمتی سرگرمی بازیگر زندگی زندگي دوستی

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری کارگردان‌هایی که اسم فیلم را کپی کردند!

اولین مواجه با فیلم سینمایی نام آن هست، هرچه نام جذاب‌تر و گیراتر باشد، مخاطب را هم زیاد درگیر می‌کند، ولی گاهی این نام‌ها از نمونه‌های خارجی گرفته شده‌اند.

کارگردان‌هایی که اسم فیلم را کپی کردند!

کارگردان هایی که اسم فیلم را کپی کردند!

عبارات مهم : ایران

اولین مواجه با فیلم سینمایی نام آن هست، هرچه نام جالب تر و گیراتر باشد، مخاطب را هم زیاد درگیر می کند، ولی گاهی این نام ها از نمونه های خارجی گرفته شده است اند.

به گزارش مهر، نامگذاری فیلم های سینمایی از هیچ قانونی پیروی نمی کند، در حقیقت هرچه به ذهن نویسنده یا کارگردان برسد می تواند به عنوان نام فیلم گزینش و ثبت شود، معمولا هم کسی بررسی نمی کند که این اسم چقدر با محتوای فیلمی که در حال ساخت هست، سازگاری دارد، در حالت کلی تنها خط قرمزی که جهت نامگذاری فیلم ها وجود دارد، این است که از عبارات خلاف عرف جامعه استفاده نکنند و در سایر موراد همه چیز آزاد هست، از همین رو ممکن است نام بعضی فیلم ها تکراری شوند که شاید با اضافه و کم کردن پسوندهایی بتوان آن را عوض کردن داد. ولی در این میان هم نامی فیلم های داخلی با خارجی از مواردی است که به جز فیلم بین های داخلی که اتفاقا کارگردان ها هم از این دسته هستند، کسی از این شباهت نام با خبر نمی شود.

کارگردان‌هایی که اسم فیلم را کپی کردند!

دلیل نوشتن این گزارش هم اسم عجیب و متفاوت «اعترافات ذهن خطرناک من» بود. هومن سیدی سال ۹۳ (۲۰۱۵) با این فیلم در جشنواره فیلم فجر حضور داشت و البته اسم فیلم ترکیب متفاوت و قابل توجهی هم داشت، ولی جرج کلونی در سال ۲۰۰۲ فیلمی دقیقا با همین نام را کارگردانی کرده بود!

این شباهت نام دو فیلم باعث شد شراغ دیگر آثار سینمای کشور عزیزمان ایران برویم که فارغ از محتوا کدامشان نام هایی مشابه موارد خارجی دارند!

اولین مواجه با فیلم سینمایی نام آن هست، هرچه نام جذاب‌تر و گیراتر باشد، مخاطب را هم زیاد درگیر می‌کند، ولی گاهی این نام‌ها از نمونه‌های خارجی گرفته شده‌اند.

یک روز به خصوص

همایون اسعدیان «یک روز به خصوص» را سال ۹۴ (۲۰۱۷) به سینمای کشور عزیزمان ایران آورد! فیلمی با ژانری اجتماعی که در جشنواره چندان مورد توجه قرار نگرفت و در اکران هم با اینکه روی عنوان اهدای عضو صحبت می کردند، فیلم فروش چندانی نداشت. ولی در سال های ۱۹۷۷ و ۲۰۱۲ سینمای ایتالیا فیلم هایی با همین نام ساخته بود، اولی که سوفیا لورن هم در آن بازی می کرد، راجع به روزی است که جهت نخستین بار هیتلر و موسیلینی با یکدیگر دیدار می کنند و به اتفاق هایی جهت خانواده ای در همان روز می پردازد. دیگری راجع به زن و مردی است که در رم زندگی می کنند و روز بخصوصشان روزی است که یکدیگر را جهت نخستین می بینند.

بر باد رفته

در این مورد احتمال به یاد آوردن نمونه داخلی سخت تر هست. «بر باد رفته» که نام رمان معروفی از مارگارت میچل هست، سال ۱۹۳۹ به کارگردانی ویکتور فلمینگ به درامی باعشق و اثرگذار تبدیل شد، فیلیم که جوایز بسیاری دریافت کرد و همچنان می تواند بیننده های امروزی سینما را جذب کند. با این حال در کشور عزیزمان ایران صدرا عبداللهی با کارگردانی، نویسندگی و تهیه کنندگی خودش، محمدرضا فروتن و نیکی کریمی را سال ۸۱ در فیلمی به همین نام جلوی دوربین برد. البته این فیلم در ابتدا «پیش از آنکه بگویم خداحافظ» نام داشت که شاید بهتر بود همان نام می ماند!

کارگردان‌هایی که اسم فیلم را کپی کردند!

اگه می تونی، منو بگیر!

امیدواریم که شما هم این اسم را با فیلم استیون اسپیلبرگ به یاد بیاورید! فیلمی که تام هنکس و لئورناردو دی کاپریو در آن بازی می کردند و روایتی از زندگی فرانک ابیگنل یکی از بزرگترین جاعلان و کلاهبرداران امریکا بود که پلیس اف بی ای دنبال اوست و موفق به گرفتن او نمی شود! این فیلم محصول سال ۲۰۰۲ بود، ولی سال ها قبل در ۱۹۸۹ استفان سامرز هم فیلمی با همین نام را راجع به فرزند های مدرسه ای که مسابقه اتومبیل رانی در مدرسه راه انداخته اند، ساخته بود. ولی نمونه ایرانی آن اصلا قابل دفاع نیست! شاهد احمدلو «اگه می تونی منو بگیر» را با داستانی عجیب و غریب راجع به خانواده ای سنتی ساخته بود، البته پوستر فیلم هم کپی نمونه اسپیلبرگ بود که فیلم اصلا خوب از کار در نیامد.

خشم و هیاهو

اولین مواجه با فیلم سینمایی نام آن هست، هرچه نام جذاب‌تر و گیراتر باشد، مخاطب را هم زیاد درگیر می‌کند، ولی گاهی این نام‌ها از نمونه‌های خارجی گرفته شده‌اند.

«خشم و هیاهو» کتابی است از ویلیام فاکنر که دو اقتباس سینمایی در سال های ۱۹۵۹ و ۲۰۱۴ از آن انجام شده است هست. ولی «خشم و هیاهو» که در کشور عزیزمان ایران ساخته شد، هیچ ارتباطی به به رمان و دیگر فیلم ها نداشت و زیاد شبیه به روایتی از زندگی ناصر محمدخانی بود.

عصر یخبندان

مجموعه انیمیشن های «عصر یخبندان» را تقریبا همه ما دیده ایم و احتمالا هم با کاراکترهای بامزه و دوست داشتنی اش خاطره داریم. این انیمیشن ها از سال ۲۰۰۲ به بازار آمدند و تا همین سال قبل چهارمین قسمت آن وارد بازار شد. ولی در کشور عزیزمان ایران مصطفی کیایی فیلم سینمایی «عصر یخبندان» را سال ۹۳ ساخته بود و علت نام گذاری فیلمش را هم روایت کنار هم ماندن خارپشت ها در عصر یخبندان دانسته بود که با وجود اینکه خارهایشان یکدیگر را زخمی می کند ولی باز هم در کنار هم می مانند، البته عروسک کاراکتر عصر یخبندان هم نقشی مهم در فیلم دارد. آلمانی ها هم سال ۱۹۷۵ فیلمی با همین نام ساخته بودند.

کارگردان‌هایی که اسم فیلم را کپی کردند!

می خواهم زنده بمانم!

سال ۱۹۵۸ رابرت وایز فیلمی با نام «می خواهم زنده بمانم!» ساخته بود که راجع به یک فرد محکوم به اعدام بود، سال ها بعد و در سال ۷۳ ایرج قادری بعد از ۱۰ سال که فعالیتش در سینمای کشور عزیزمان ایران ممنوع بود، فیلم سینمایی «می خواهم زنده بمانم» را با بازی فرامز قریبیان و فاطمه گودرزی ساخت که فیلم در همان سال پرفروش ترین اثر سال شد.

ماجرای نیمروز

با توجه به اتفاق های سینمایی یک سال گذشته، خیلی از ما نام «ماجرای نیمروز» را شنیده ایم و دیگر کمتر کسی یاد فیلم خارجی آن می افتد. «ماجرای نیمروز» در سال ۱۹۵۲ ساخته شده است و گری کوپر بازیگر نقش اول آن بود که داتان مارشال شهر بود که با وجود مخالفت هایی که وجود داشت، می خواست با در نیمه روز با رهبر یکی از گروه های مرگبار روبرو شود. در نمونه ایرانی که به کارگردانی محمدحسین مهدویان ساخته شده است بود و در جشنواره فیلم فجر هم بسیار مورد توجه قرار گرفت، ماجرای ترورهای سال ۶۰ در کشور عزیزمان ایران و اتفاقات بعد از عزل ابوالحسن بنی صدر را روایت می کرد.

۱۳

به نظر می رسد حضور هومن سیدی در لیست تمام نمی شود تا همه فیلم هایش اینجا جمع شوند! «سیزده» فیلمی به کارگردانی هومن سیدی و محصول سال ۹۲ هست، فیلم راجع به نوجوانی ۱۳ ساله است که با پدر و مادری در آستانه طلاق زندگی می کند و این اتفاق ها زندگی اش را تحت شعاع قرار داده اند. ولی در نمونه خارجی روایتی از مرد جوانی را می بینیم که با دزدی هویت یک فرد مرده درگیر ماجراهای متفاوتی می شود.

بادیگارد

این کلمه به خودی خود خارجی است و استفاده از آن در فیلم های خارجی زیادی دیده می شود. ولی ابراهیم حاتمی کیا سال ۹۴ فیلمی راجع به بادیگاردی ساخت که وظیفه محافظت از مقامات بلندپایه کشور را بر عهده دارد. در نمونه خارجی آن که محصول ۱۹۹۲ هست، میک جیکسون فیلم را کارگردانی کرده و کوین کاستنرو ویتنی هیوستون در آن بازی می کنند. داستان هم راجع به یک سوپراستار موسیقی است که ترساندن به فوت شده است و به بادیگارد نیاز دارد.

ما فرشته نیستیم

در این مورد سه نمونه خارجی و یک نمونه داخلی داریم! سریال «ما فرشته نیستیم» به نویسندگی و کارگردانی فلورا سام در نوروز سال ۹۳ از شبکه پایتخت کشور عزیزمان ایران پخش شده است بود، ولی سه فیلم محصول سال ای ۱۹۵۵، ۱۹۷۵ و ۱۹۸۹ با این نام وجود دارد که احتمالا خیلی از ما آخری آن با بازی رابرت دنیرو و ارزش پن را به یاد می آوریم که دو زندانی فراری بود و در لباس کشیش ها خودشان را جا زدند.

چشمان سیاه

در سال ۱۹۸۷ فیلم «چشمان سیاه» داستان یک کشتی در اوایل قرن بیستم را روایت می کند که یک ایتالیایی داستان عشقش را جهت یک فرد روسی تعریف می کند. در سال ۸۱ ایرج قدری داستان علاقه مندی دو همکلاسی به یکدیگر را می گوید که دختر به علت مسئله چشم از دانشگاه رفتن منصرف می شود.

شب های روشن

این فیلم هم در نمونه داخلی و خارجی اقتباسی از کتاب فئودور داستایوفسکی با همین نام هست. فرزاد موتمن سال ۸۱ فیلم را بازی بازی مهدی احمدی و هانیه توسلی و با تغییرهایی در بعضی از بخش ها، آن را ساخته بود. مرد این بار استاد دانشگاه بود و در انتها هم دختر به معشوق خود می رسد. ولی در نمونه ایتالیایی که محصول سال ۱۹۵۷ هست، روایت اتفاق ها مانند کتاب رخ می دهد.

به نام پدر

با این نام سه فیلم در دنیا وجود دارد! دو نمونه آن خارجی و یک نمونه آن داخلی است که ابراهیم حاتمی کیا آن را در سال ۸۴ ساخته بود که راجع به دختری بود که در اردوی دانشجویی پایش روی مینی می رود که پدرش سی سال قبل کار گذاشته بود. سال ۱۹۷۱ فیلمی با همین نام در دانمارک ساخته شده، ولی نمونه معروف آن «به نام پدر» به کارگردانی جیم شریدان است که در سال ۱۹۹۳ نامزد دریافت هفت جایزه اسکار شده است بود.

نمونه های خلاقانه!

«بعد از ظهر سگی» در اسم خارجی به «بعد از ظهر نحس» هم ترجمه می شود، با این حال جهت ما همان «بعد از ظهر سگی» است که سیدنی لومت در سال ۱۹۷۵ ساخته و آل پاچینو در آن بازی می کند. فیلم داستان یک دزدی از بانک را به تصویر می کشد. ولی مصطفی کیایی با اضافه کردن یک «سگی» دیگر به انتهای این عبارت، نام یکی از فیلم هایش را «بعد از ظهر سگی سگی» گذاشته و اتفاقا پارودی هیجان انگیزی هم شده است است.

یکی دیگر از این سبک فیلم ها «خوب، بد، جلف» به کارگردانی پیمان قاسم خانی است که به وضوح یادآور فیلم «خوب، بد، زشت» با بازی کلینت ایستود هست، فیلمی محصول سال ۱۹۶۶.

نمونه دیگری که در این بخش قرار می گیرد، فیلم سینمایی «مومیایی ۳» به کارگردانی محمد رضا هنرمند است که اتفاقا هم فیلم خوبی در حوزه طنز محسوب می شود، این فیلم محصول سال ۷۸ است.« مومیایی۱» و« مومیایی۲»فیلم های خارجی ترسناکی هستند که «مومیایی۳» در کشور عزیزمان ایران بعد از آن ساخته شد.​

واژه های کلیدی: ایران | خارجی | محصول | ایرانی | سینمایی | کارگردانی | اخبار فرهنگی و هنری


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz